تبليغاتX
دستنوشته های یک نسل سومی

بنده متاسفانه خودم هنوز به تعریف کاملی از تحجر نرسیده ام. اما آنچه از حرف های امام (ره) بر می آید، این است که دین را در مسائل شخصی محصور بدانی و به سایر مسائل ربطش ندهی. مثلا بگویی حکومت را در دین دخالت ندهید. حکومت چه کار دارد که حج تعطیل بشود یا نه؟ اصلا ربطی ندارد. این یک مساله دینی است.

یا مثلا بگویی پیغمبر فرموده است که یک آجر مسجد را هم نمی توان برداشت چه برسد که آن را خراب کرد! یعنی چه که حکومت می تواند اگر مسجد سر راه خیابان (احداث خیابان یا توسعه آن) باشد به صرف همین یک دلیل بیخود، آن را خراب کند؟ (فتوای امام) و قس علی هذا که از این حرف ها زیاد است. نمی خواهم زیاد طول بدهم. به این قسمت از فرمایشات امام توجه کنید:

صحيفه امام    ج‏21    278    پيام(منشور روحانيت) به روحانيون، مراجع، مدرسين، طلاب و ائمه جمعه وجماعات(منشور روحانيت). .....  ص : 273

در شروع مبارزات اسلامى اگر مى‏خواستى بگويى شاه خائن است، بلافاصله جواب مى‏شنيدى كه شاه شيعه است! عده‏اى مقدس نماى واپسگرا همه چيز را حرام مى‏دانستند و هيچ كس قدرت اين را نداشت كه در مقابل آنها قد علم كند. خون دلى كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختيهاى ديگران نخورده است. وقتى شعار جدايى دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردى و عبادى شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست [و] حكومت دخالت نمايد، حماقت روحانى در معاشرت با مردم فضيلت شد.

به زعم بعض افراد، روحانيت زمانى قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاى‏وجودش ببارد و الّا عالم سيّاس و روحانى كاردان و زيرك، كاسه‏اى زير نيم كاسه داشت.

البته الان شیوه این عده کمی تغییر کرده است و به جای اینکه در حکومت و مسائل سیاسی دخالت نکنند، جلوی حکومت دینی و ولی فقیه می ایستند و کارشکنی می کنند. مسائل اصلی را به حاشیه می برند و مسائل دیگری را به عنوان مسائل اصلی معرفی می کنند. در حالی که قرآن صراحتا دشمن مسلمانان را یهود و مشرکین اعلام می کند (لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَكُوا : بطور مسلم، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت- «المائدة/82»- البته این را خودم پیدا نکرده ام بلکه از حجت الاسلام طائب شنیده ام.) دشمن را وهابیت و بهائیت معرفی می کنند. در ضمن از خود چهره ای ولایی (محصور در ولایت اهل بیت- البته آن هم ریایی) و متشرع و اسلامی نشان می دهند. طبیعی است که اگر حرفی از امام یا آقا هم به نفع خودشان باشد، می نویسند و برای کسب وجهه برای خودشان استفاده می کنند.

مطلب دوم اینکه باید دانست رسانه صاحب دارد! چون خرج دارد! هیچ وقت نمی شود شبکه تلویزیونی، روزنامه، سایت و ... پیدا کرد که صاحب نداشته باشد. مثلا اگر از روزنامه ها شروع کنیم، ایران : احمدی نژاد جام جم: ضرغامی جمهوری اسلامی: هاشمی همشهری: قالیباف کلمه سبز: موسوی کیهان: ؟؟؟ (اگه گفتی؟) و ... سایت ها: تابناک: محسن رضایی- آینده: مهدی هاشمی- رجا: احمدی نژاد- فارس: بچه های سپاه و ....

البته بعضی از اینها ارگان سازمانی هستند یعنی مثلا ایران الان مال احمدی نژاد است، زمان خاتمی مال او بوده است. در واقع می شود گفت ایران مال دولت است که الان دست احمدی نژاد است. همینطور جام جم و همشهری و ... ولی بعضی ها هم صاحب خاص دارد مثل کلمه سبز که ارگان جایی نیست و مال خود موسوی است و مثلا تابناک که مال محسن رضایی است. بسیار لازم است که ما صاحب های این رسانه ها را بشناسیم تا وقتی داریم مطلبی می خوانیم بدانیم کی است که دارد حرف می زند؟

می خواستم سایت متحجر شیعه آنلاین را معرفی کنم. اگر کمی مطالب این سایت را پیگیری کنید به خوبی می توانید این مطالبی را که گفتم دریابید.

همانطور که در خبر زیر می بینید، شیعه آنلاین سعی دارد، حکم حکومتی رهبر عزیز انقلاب را در مورد روز عید سعید فطر در تقابل با سایر مراجع تقلید قرار دهد. در حالیکه اصلا اعلام اینکه چه موقع اول ماه و چه موقع آخر ماه است، به عهده مرجع تقلید نیست (مرجع تقلید حکم را بیان می فرماید و تشخیص مصداق به عهده مکلف است) و برای مکلف هم لازم نیست آن را جستجو کند. چون مساله اش در رساله قریب به اتفاق علما این است:

راه ثابت‏ شدن اول ماه

١٧٣٠- اول ماه به پنج چيز ثابت مى‏شود: اول: آنكه خود انسان ماه را ببيند. دوم: عده‏اى كه از گفته آنان يقين پيدا مى‏شود بگويند ماه را ديده‏ايم. و همچنين است هر چيزى كه به واسطه آن يقين پيدا شود. سوم: دو مرد عادل بگويند كه در شب ماه را ديده‏ايم، ولى اگر صفت ماه را بر خلاف يكديگر بگويند، يا شهادتشان خلاف واقع باشد، مثل اين كه بگويند داخل دايره ماه طرف افق بود، اول ماه ثابت نمى‏شود. اما اگر در تشخيص بعضى خصوصيات اختلاف داشته باشند، مثل آن كه يكى بگويد ماه بلند بود و ديگرى بگويد نبود، به گفته آنان اول ماه ثابت مى‏شود. چهارم: سى روز از اول ماه شعبان بگذرد كه بواسطه آن اول ماه رمضان ثابت مى‏شود، و سى روز از اول رمضان بگذرد كه بواسطه آن اول ماه شوال ثابت مى‏شود. پنجم: حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است.

١٧٣١- اگر حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است، كسى هم كه تقليد او را نمى‏كند، بايد به حكم او عمل نمايد، ولى كسى كه مى‏داند حاكم شرع اشتباه كرده، نمى‏تواند به حكم او عمل نمايد.


 در ضمن همانطور که می بینید این سایت خبری صادق شیرازی که ولایت فقیه را (نه جایگاه و نه مصداق) قبول ندارد به عنوان مرجع تقلید می شناسد! همینطور یوسف صانعی و حسینعلی منتظری را -که این روزها دیگر بی پروا چهره واقعی خود را نشان داده اند- به عنوان مراجع تقلیدی که باید به حرفشان در برابر ولی امر مسلمین جهان توجه کرد، معرفی می کند.

در خبری دیگر از این سایت، پیام تبریک اوباما و کلینتون که دشمنان درجه یک همه مسلمانان هستند- به مناسبت عید سعید فطر! بدون هیچ گونه تحلیل دشمن شناسانه آمده است. و چهره ای بسیار دوست داشتنی از این دو شخصیت خبیث نشان داده است:

 گزارش شيعه آنلاين به نقل از مهر به نقل از خبرگزاري فرانسه، "باراک اوباما" رئيس جمهوري آمريکا در بيانيه اي اعلام کرد: مسلمانان سراسر دنيا با روزه گرفتن، افراد فقير، گرسنه، بيمار و افرادي را که گرفتار خشونت و ناآرامي در کشور خود هستند، به ياد مي آورند.

بسیار لازم است که ما این مارهای خوش خط و خال را بشناسیم و در درج اخبار به اینکه چه کسی و با چه هدفی خبر را بیان می کندتوجه کنیم.

به عنوان مطلب پایانی اینکه: می توان متحجرین را با شعارهایشان شناخت. این دسته اغلب از شعارهای مذهبی افراطی و با بی توجهی به حکومت دینی و ولایت فقیه در بیان مواضعشان استفاده می کنند. بدون توجه به دستورات و توصیه های امام خمینی و رهبر انقلاب وحدت شیعه و سنی را در جهان اسلام امری مهمل می دانند (ما را با حرام زاده کاری نیست!) در نام گذاری ها هم سعی دارند ضمن اعلام برائت ضمنی از ولایت فقیه خودشان را به اهل بیت بچسبانند: شیعه آنلاین، شیعه نیوز، شیعه سلام و ...

+ نوشته شده توسط علی سروشیان در 88/06/30 و ساعت 1 قبل از ظهر |

السلام علیكم یا اولیاء اللّه و احبائه. السلام علیكم یا اصفیاء اللّه و اودائه. السلام علیكم یا انصار دین اللّه .السلام علیكم یا انصار رسول اللّه .السلام علیكم یا انصار امیرالمومنین .السلام علیكم یا انصار فاطمه الزهراء سیده نساء العالمین .السلام علیكم یا انصار ابی محمد الحسن بن على الزكى الناصح الامین.  السلام علیكم یا انصار ابی عبداللّه . بابى انتم و امى طبتم و طابت الارض التى فیها دفنتم و فزتم فوزا عظیما فیالیتنى كنت معكم فافوز معكم.

یک اتفاق ناگواری که در حال رخدادن در دانشگاه ماست بنای یادبود شهداست که در حال ساخته شدن است. در مورد این بنا چند نکته قابل توجه است:

1-این بنای یادبودی که در عکس بالا می بینید، چه معنویتی به مزار شهدا می دهد؟ آیا واقعا اگر این بنا باشد، وقتی برای زیارت می رویم حس و حال معنوی بهتری پیدا می کنیم؟ به بیان دیگر این بنا چه مفاهیمی را در ذهن متبلور می کند؟ آدم را یاد شهدا می اندازد؟ یاد امام شهدا می اندازد؟ یاد آرمان های شهدا می اندازد؟ چه چیزی در این بنا وجود دارد غیر از یک ستون- واره ای که بالا رفته است دو-سه متر بالاتر از دانشکده هوافضا؟ اگر کسی مطلب دیگری از این بنا می فهمد بفرماید.

2-در کجای معماری اسلامی (بناهایی که در این 1400 ساله ساخته اند) شبیه چنین چیزی وجود دارد؟ می دانید که معماری اسلامی در زمان خودش یکی از پیشرفته ترین معماری ها بوده است با انتقال وسیع مفاهیم. حتی برخی علما در معماری جاهای مهم دخالت داشته اند. مثلا شیخ بهایی دست توانایی در معماری داشته اند (ببینید: + + +) ولی این بنا به طرز واضحی الگوگیری شده از بناهای یادبود کشته های جنگ اروپایی ها و غربی هاست.آنها چون می خواسته اند به کشته هایشان ادای احترام کنند، چنین بناهایی می ساخته اند که وقتی می روند جلوش بزرگی اش توجهشان را جلب کند ولی در معماری اسلامی چون می خواسته اند، کنار مزار انسان های مقدس به دعا و نماز و عبادت و نزدیکی به خدا بپردازند، کنار قبر آن شخصیت بزرگ، مسجد می ساخته اند برای عبادت خدا (مثل مسجدی که بر روی قبر اصحاب کهف ساختند). جالب اینکه اروپایی ها حتی خیلی اصراری ندارند که در محل آن یادبود قبر کسی باشد. بیشتر می خواهند که یک چیزی باشد که یاد طرف بیفتند. مخصوصا اگر خیلی بزرگ باشد! (خیلی فرصت نکردم جستجو کنم ولی این مطلب را ببینید) جالب تر اینکه در دانشگاه ما هم یک زمانی قرار بود دقیقا همین کار را بکنند. یعنی اگر –بر اثر مخالفت ها- نشد شهدا را دفن کنند همین بنای یادبود را بگذارند!

3- هزینه این طرح از کجا خواهد آمد؟ و خرج چه چیزی خواهد شد؟ بنده که نمی دانم چقدر هزینه می برد ولی با توجه به هزینه های طرح های هنری که قبلا دیده ام، فکر کنم 7-10 میلیون تومان هزینه داشته باشد. آیا واقعا این بنا این قدر ارزش دارد؟ آیا اینکه عده ای بگویند اگر دانشگاه یک جای آباد داشته باشد باید همین مزار شهدا باشد توجیه چنین کاری است؟ آیا آبادی و زیبایی مزار شهدا به این چیزهاست؟ آیا زیبایی مزار شهدا به این نیست که هر وقت می روی آنجا 2-3 نفر در حال زیارت باشند؟ و حال و هوای معنوی در آنجا همه را بگیرد؟ یا زیبایی مزار شهدا به این است که یک چیزی رفته باشد بالا نمی دونی تا کجا؟

این مطلب را داخل پرانتز می گویم: این بنا را مخالفین شهدا و نظام ببینند چی می گویند؟ غیر از اینکه به شهدا و نظام و بسیج و ... فحش بدهند و بد و بیراه بگویند، بگویند که این هزینه به چه حقی شده است؟

حالا ممکن است که بگویند خوب طرح جایگزین بدهید. جوابش این است که ما که مسئول طرح دادن برای مزار شهدا نیستیم! یک طرحی بیاورید که منطبق بر معماری اسلامی باشد، آدم را یاد شهدا بیندازد، حال معنوی داشته باشد و... . ما که معماری نخوانده ایم. اما می فهمیم چه کاری درست است و چه کاری انحراف. در ضمن همین حالت فعلی ای که دارد چه مشکلی دارد؟ چند تا سنگ قبر سفید قشنگ که رویش مثلا نوشته باشد: شهید گمنام فرزند روح الله (به عنوان مثال گفتم). آنجا همیشه آب و جارو باشد. گل و گلاب آنجا همیشه به راه باشد. گل هایش همیشه تازه و خوشبو باشد. جایی برای نشستن کنار شهدا و مناجات کردن و حرف زدن با آن ها باشد ( مثلا سقف داشته باشد) و... بنده خودم تا حالا از همین شهدای بدون بنای یادبود 2 تا حاجت گرفته ام. (البته سومیش هم در دست اقدامشان است!)

بنده صراحتا عرض می کنم که یادبود ساختن به این صورت خیانت به شهدا و امام شهداست و به شدت محکوم است. این یک انحراف واضح در ادامه راه شهداست که بنیاد نشر آثار دفاع مقدس با الگوگیری از غربی ها دارد در ایران اجرا می کند. شبیه همین کار را بنیاد شهید در بهشت زهرا داشت انجام می داد که به خاطر اعتراض خانواده های شهدا و ... متوقف شد. (جالب اینکه این قضیه را امیرخانی در بیوتن به زیبایی پیش بینی کرده بود و آنجا سیر تا پیاز قضیه را نوشته است. اصلا آدم فکر می کند کتاب بعد از این ماجراست در حالیکه 3-4 سال قبلش نوشته شده است)

بنده همه این حرف ها را 4شنبه شب گذشته بعد از اعتکاف که دسته جمعی سر مزار شهدا رفته بودیم، برای دکتر رهایی(رئیس دانشگاه) گفتم. حاج آقا میراحمدی و حاج آقا محمدیان هم آنجا بودند. حدود 7-10 دقیقه با دکتر صحبت می کردم. دکتر تقریبا هیچ دفاعی نداشتند. نهایت حرفی که زدند گفتند این بنا یادبود 93 شهید دانشگاه است! که من گفتم شما بگو این بنا چه ارتباطی با شهدا دارد؟!! که باز هم جوابی نداشتند. یکی از کسانی که در جریان این امر بود و آنجا بود گفت: شما ببینید این بنا چه معانی ای دارد! 8 تا کبوتر دارد که یعنی 8 سال دفاع مقدس.و اینکه بالا می رود یعنی اعتلای کشور! به خودم گفتم این هم نماد سازی به سبک غربی! ببین به چه روزی افتاده ایم که به جای آرمان های شهدا باید همیشه یادمان باشد که جنگ 8 سال بوده است. یک وقت فکر نکنیم 7سال و نیم بوده است! این هم از معماری اسلامی ما! یک نفر دیگر هم آنجا بود که دکتر داشت بهش می گفت شما قرار بود که پی اینجا رو زودتر بزنید که من فهمیدم احتمالا مسئول پروژه بنای یادبود است. بعد از کلی صحبت ایشان به آ. رهایی گفت: باید یک جلسه ای بگذاریم و بچه ها را توجیه کنیم!

امروز (جمعه) یکی از کارمندهای دانشگاه که دیده بود من با دکتر صحبت می کردم بهم گفت که کجای کار هستید شما! دارند بنا را می سازند چند وقت دیگه هم تموم می شه! پشت نساجی، کنار انجمن علمی دارند کار می کنند و یک جوری هم قایمش کرده اند که نمی شود فهمید چیست. من از آن بالا می بینم فهمیدم همان است که شما می گویی. تا حالا نمی دانستم چیست. بنابراین بعد از کلی فکر کردن به این نتیجه رسیدم که تا دیر نشده است باید قضیه را به اطلاع بچه ها رسوند و یک همفکری دسته جمعی کرد که برای این مساله چه کار کنیم. تصمیم گرفتم فردا بعد از نماز در مسجد همین حرف ها را برای همه بچه ها بگویم. حالا بعدش تشکل ها خواستند بیانیه بدهند، بچه ها امضا جمع کنند، دکتر رهایی بیاید توضیح بدهد یا کارهای دیگر . ولی مقدمه اش این است که بچه ها در جریان امر قرار بگیرند. حالا دوستان موافق و مخالف لطفا در این مورد نظر بدهند.

-----------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت:

به گزارش خبرنگار فضولنا از دانشگاه امیرکبیر امروز دو تن از اعضای نسبتا مهم بسیج دانشجویی این دانشگاه از محل ساخت بنای یادبود شهدای این دانشگاه دیدن و با پیمانکار این طرح گفتگو کردند.

مکان ساخت این بنا که پشت دانشکده نساجی و محلی کاملا استتار شده بوسیله گونی آبی می باشد به سختی توسط این دو دانشجو به کمک یکی از کارمندان خدوم دانشگاه آقای" ب" کشف شد و در زمان بازدید 2 کارگر و پیمانکار طرح در محل مشغول به کار بودند.

پیمانکار طرح در جواب سوال آقای "محمد ی." در مورد جنس بنا اظهار کرد جنس بنا از سنگ مصنوعی و قالب آن از گچ است. وی در ادامه گفت روی کل بنا خوشنویسی خواهد شد و بالای بنا جای خالی 8 کبوتر در خواهد آمد که قالب های این ها هم در جای دیگری آماده شده است. وی خاطر نشان کرد که ارتفاع این قسمت از بنا 10 متر است و خود قبور مطهر هم حدود 75 سانتی متر بالاتر خواهند آمد. سپس افزود تا دو ماه دیگر کار ساخت این بنا به اتمام خواهد رسید و بنا در ابتدای سال تحصیلی آینده نصب خواهد شد.
وی در پاسخ به سوال آقای "علی س." مبنی بر این که این بنا چه مقدار هزینه برده است پس از اطمینان از اینکه این دو فرد خودی هستند و این اخبار را به هیچ خبرگزاری ای حتی فضولنا نمی دهند، گفت هزینه آن 45 تومان است. سوال کننده داشت به این فکر می کرد ایشان تومان کدام کشور را می گوید؟ بعد که یادش آمد غیر از ایران کشور دیگری از تومان استفاده نمی کند داشت به اشتباه فکر می کرد منظور ایشان 45 هزار تومان یا یک چیزی توی این مایه ها است که وی گفت منظورش 45 میلیون تومان است .... ولی نمی صرفد. در این لحظه سوال کننده خیلی تعجب کرد در عین حال اصلا به روی خود نیاورد. سپس آقای علی س. برای اینکه پیمانکار از تعجب ایشان تعجب نکند گفت خدا به شما خیر بدهد. این یک چیزی است که برای دانشگاه می ماند و برای شهداست و هر که بیاید شهدا را زیارت کند شما هم در ثوابش شریک هستید (ولی زیر لب داشت به یک کسی فحش می داد که البته بعدا این مطلب را تکذیب کرد)
پیمانکار در ادامه گفت عمر این بنا بیشتر از عمر اوست و زمانی که این بنا خراب شود او زنده نخواهد بود که یخه اش را بگیرند.
گفتنی است در پایان این گفتگو با سلام و صلوات به پایان رسید. شما می توانید عکس های دریافتی را در زیر مشاهده کنید.
 
احتمالا فردا یکشنبه اعتراضی در مسجد دانشگاه به این پروژه خواهد شد.

+ نوشته شده توسط علی سروشیان در 88/04/20 و ساعت 1 قبل از ظهر |
باز هم اجرای پروژه انقلاب مخملی در ایران به بن بست خورد. این بار به دست کمیته ایکس (اتاق جنگ روانی طرف مقابل). نمی دانم چرا اینها نمی فهمند که ایران با بقیه کشورهای جهان از زمین تا آسمان فرق دارد. مثلا کار حزبی به اندازه پشیزی در ایران اثر ندارد. نمونه اش همین کروبی که 4 سال کار کرد و به قول سخنگوی خودشان 2 میلیون عضو دارای کارت عضویت حزب اعتماد ملی داشتند ولی 333 هزار تا رای آورد. اگر خود من هم تایید صلاحیت می شدم و هیچ تبلیغاتی نمی کردم غیر از فیلم های تلویزیون و گفتگوی خبری و... تازه مناظره ها رو هم نمی رفتم بیشتر از این رای می آوردم. (قابل توجه دوستان، بنده هم جزء نامزدهای رد صلاحیت شده ریاست جمهوری دهم بودم که هیچ اعتراضی هم ندارم!)

اگر نگاهی به انقلاب های مخملی در کشورهای دیگر (اوکراین، گرجستان، قرقیزستان و...) بیندازیم، می بینیم که دقیقا همان پروژه دارد در ایران پیگیری می شود: انداختن جو امکان تقلب بعد از انتخابات، انتخاب یک رنگ به عنوان رنگ هواداران کاندیدایی که آمریکا می خواهد رای بیاورد (این کار اثر روانی دارد و طرفداران آن کاندیدا مرتب این تصور را می کنند که اکثریت هستند)، اتهام زدن های مرتب به کاندیدای رقیب به دروغ گویی، فساد و ... ، پخش کردن این شایعه که در انتخابات تقلب شده است و پافشاری بر آن، کشاندن مردم در خیابان ها به مدت یکی دو هفته در اعتراض به نتیجه انتخابات، فشار به حکومت برای ابطال انتخابات و برگزاری مجدد انتخابات، برگزاری مجدد انتخابات بر خلاف قانون اساسی آن کشور، رای آوردن کاندیدای آمریکایی در انتخابات مجدد با اختلاف کمی از نامزد رقیب.

با ارتباطاتی که کمیته ایکس و نزدیکان موسوی (عطریانفر، حجاریان و احتمالا خاتمی) با بنیاد سوروس که مجری انقلاب های مخملی در کشورهای مختلف بود داشتند، برنامه تشکیک در انتخابات که از 3 ماه پیش به صورت گسترده شروع کردند. من خودم در دو سه تا از نمازجمعه های هاشمی بودم که می گفت: مسئولین باید به مردم اطمینان بدهندکه انتخابات سالم برگزار می شود وهمان کسی که مردم به او رای می دهند از صندوق در می آید و تازه همین حرف هایش را هم به آقا می چسباند. یعنی می گفت همانطوری که آقا گفته باید انتخابات سالم برگزار شود. که بعد از آن آقا به شدت به اینها اعتراض کردند و در جاهای مختلف می فرمودند که ما در این 30 ساله، 30 انتخابات داشته ایم و همگی سالم. حتی در انتخابات هایی هم که برای برخی شبهاتی پیش آمده بود، نماینده فرستادیم و رفتند بررسی کردند و سلامت انتخابات تایید شد. این که انتخابات های جمهوری اسلامی سالم نیست را دشمنان می گویند اما برخی دوستان ( اشاره به هاشمی و ...) و بعضی از کسانی که دوست دارند ملت به آنها توجه کنند (اشاره به کاندیداها) هم همین حرف ها را تکرار می کنند.

اما یک چیزی که حسابش را نکرده اند همین رهبری دینی در ایران است و دقیقا نقطه شکست این پروژه همین نکته است. نمی دانند که اگر رهبر انقلاب بخواهند کاری بکنند لااقل 2 – 3 میلیون بسیجی در این کشور داریم که حاضرند خودشان را فدای رهبری بکنند. (این اصلا شعار نیست چیزی است که با تمام وجود به آن اعتقاد دارم). یعنی باید حداقل 400 -500 هزار تا از این ها کشته شوند تا رهبری خانه نشین شود. امروز دیگر علی بی یاور نخواهد شد. نشانه اش رای 24 میلیونی به احمدی نژاد. یک چیز دیگری که اینها حسابش را نکرده اند این است که این نظام بر خون 300هزار شهید بنا شده است و براندازی نرم برای آن معنا ندارد. اگر بخواهند نظام را عوض کنند باید خون بدهند حداقل به همان تعداد. تازه جوانان این مملکت به تاسی از شهدا در دفاع برخواهند آمد و نخواهند گذاشت که به آرمان های نظام خللی وارد شود.

با نادیده گرفتن این مسائل می شود گفت کمیته ایکس تقریبا انقلاب مخملی و بنیاد سوروس را به تمسخر گرفته است! و در آخر هم با بی عرضگی خودش نخواهد توانست این پروژه را انجام دهد و آبروی ایران را پیش سوروسی ها خواهد برد که این ایرانی ها نتوانستند طرح یک انقلاب مخملی ساده که در چندین کشور امتحان شده و جواب داده  با این همه کمک تبلیغاتی و (احتمالا) مالی گسترده اجرا کنند!

برای اطلاع بیشتر از کم و کیف انقلاب های مخملی این مطلب را در مرکز اسناد انقلاب اسلامی بخوانید. این مطلب را هم در سایت آفتاب.

موضوع پست بعدی: راس فتنه، خاندان مصلحت اندیش!

+ نوشته شده توسط علی سروشیان در 88/03/28 و ساعت 1 بعد از ظهر |
به این فکر کرده اید که اگر ملت به خائنین و ضدولایت فقیه ها رای می دادند و اینها می آمدند در راس امور کشور چه می شد؟ این میرحسین  که بعد از رای نیاوردن اینطور توی روی رهبر انقلاب می ایستد و از هیچ جسارتی فروگذار نمی کند اگر رای مردم را هم داشت و قوه مجریه را در دست می گرفت چه خون دل هایی به آقا نمی داد و چه جام زهر هایی نمی نوشاند!

همه آن بیانیه بی شرمانه موسوی را دیدیم:

اول از همه اینکه یکی دوساعت بعد از پیام آقا بود. دو اینکه نامه را به مراجع تقلید و علما نوشته بود. و این برای اهل کنایه معنی دارد و آن هم اینکه من دیگه نمی توانم حقم را از این آقا بگیرم و بالتبع قبولش هم ندارم و دست به دامن شما شده ام.  این هم قسمتی از بیانیه ایشان است که یک تیکه اساسی به آقا انداخته :

...نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفت‌زده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده می شود برای کسی ممکن نبود.

این هم یک فراز از پیام آقا برای تبریک انتخابات 

مردان و زنان آگاه و شجاع و زمان‌شناس!
سلام خدا بر شما كه شايستگي خود را براي دريافت سلام و رحمت الهي به اثبات رسانديد. جمعه‌ي حماسي شما،‌ حادثه‌ئي خيره‌كننده و بي‌همتا بود كه در آن، رشد سياسي و چهره‌ي مصمّم انقلابي و توان و ظرفيت مدني ملت ايران، در نمائي زيبا و پرشكوه در برابر چشم جهانيان به نمايش درآمد....ملت ايران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهي را در خود حفظ كند و دست قدرت خداوند را در حمايت از پيشرفت و تعالي اين كشور، بالاي سر خود نگاه دارد...اينجانب با فروتني در برابر عزم و ايمان شما مردم عزيز، اين موفقيت بزرگ را به حضرت وليّ‌الله‌الاعظم روحي‌فداه و به روح امام بزرگوار و به يكايك آحاد ملت تبريك عرض ميكنم و همگان را به قدرداني از اين لطف الهي و شكرگزاري در برابر پروردگار حكيم و عليم توصيه مينمايم. گمان بر اين است كه دشمنان بخواهند با گونه‌هائي از تحريكات بدخواهانه، شيريني اين رويداد را از كام ملت بزدايند.

البته با همه این مسائل آقا خیلی میرحسین رو تحویل گرفتند و باهاش دیدار کردند و توصیه هایی بهش کردند. اما این میرحسین مثل اینکه اصلا این حرفها به گوشش نرفته و داره همون راه خودش رو ادامه میده. الان من شک ندارم که میرحسین کمر به براندازی جمهوری اسلامی بسته است و از هیچ کوششی در این راه فروگذار نمی کند. البته میرحسین خیلی ترسوتر از این حرفهاست که بخواهد چنین غلط هایی بکند. یک عده ای در اطرافش بهش خط می دهند و این رو انداخته اند وسط. در این میان نقش هاشمی و حمایت هایش از این جریان کاملا مشهود است. یعنی اگر هاشمی پشت سر اینها نبود چنین جرات هایی نداشتند.

البته هاشمی ضد انقلاب نیست اما قدرت طلبی ... اش دارد کار دستش می دهد. یعنی به خاطر دشمنی اش با احمدی نژاد داره این گروه را حمایت و شاید هم رهبری می کند. هاشمی فقط به فکر این است که احمدی نژاد نباشد به هر قیمتی که شده. حتی اگر اصل نظام به خطر بیفتد حتی اگر رهبر انقلاب را تهدید کند.

با این دشمنی هایی که موسوی با نظام دارد نشان می دهد ( مثل اینکه بدون ارائه هیچ مدرکی ادعای تقلب در انتخابات را دارد و به جای پیگیری قانونی نظم مملکت را به بازیچه گرفته است. به جای اینکه ۴ تا دلیل درست و حسابی بیاورد می گوید مردم بریزند توی خیابان ها) حتی این احتمال می رود که اگر می آمد مملکت را دو دستی به آمریکایی ها تحویل می داد. خوب است یک سری به صفحات اول خبرگزاری های مهم بزنید. مثل بی بی سی فاکس نیوز سی ان ان یاهونیوز و غیره. می بینید که چگونه تمام قد دارند از او حمایت می کنند و تیتر اول اخبارشان کارهای موسوی و دار و دسته اش است. شبکه های ماهواره ای ضدنظام هم تمام وقت همین اتفاقات را پوشش می دهند. ما این را از امام بزرگوارمان یاد گرفته ایم که هر وقت می بینید که دشمن دارد از شما حمایت می کند در کار خود شک کنید. من می ترسم یا عاقبت مثل بنی صدر فرار کند یا محاکمه و زندان شود.

در کنار این مسائل این قضایا یک خوبی هایی هم دارد و آن اینکه ماهیت واقعی اصلاح طلب ها را نشان داد و مردم فهمیدند که اولا اینها چه منافق ها و خائن هایی هستند و ثانیا نشان داد که چه دیکتاتور هایی هستند که نه نظر مردم را قبول دارند و نه قانون را. انشاءالله به دعای مردم رنج دیده به زودی ریشه شان از این مملکت کنده می خواهد شد. آمین

+ نوشته شده توسط علی سروشیان در 88/03/27 و ساعت 5 بعد از ظهر |
یکی از چیزهایی که خیلی ذهنم رو درگیر کرده اینه که برای نسل سومی های بعد ازما و نسل چهارمی ها چگونه باید انقلاب و جنگ و حرکت رو به جلو انقلاب رو تصویر کرد؟ که اولا درست اون رو بفهمند و ثانیا اینکه این راه ادامه دهنده ای داشته باشه.

از ین نگران نیستم که این پرچم روی زمین بمونه چرا که راه خداست و بالاخره یه کسایی خواهند بود که ادامه اش بدهند اما واقعا الگویی درست و حسابی ( حتی گتره ای)  رو نمی شناسم که طبق اون پیش برم و مرحله به مرحله انقلاب و اندیشه های امام و راهبردهای انقلاب اسلامی برای جهان جدید رو به کسایی که هنوز وارد این گفتمان نشده اند ارائه دهم.

به خودم که فکر می کنم یادم میاد که ۳-۴ سال پیش هیچ ارتباطی با این گفتمان نداشتم و الان اینقدر خودم رو غرق در اون و وابسته بهش می بینم!

این رو مطمئن هستم که اسلام انقلابی که همان اسلام ناب و همان دین خاتم است و منطبق بر فطرت آدمی است همواره رهروانی خواهد داشت اما سهم من در این میان چه می شود؟

من چگونه باید به این اسلام دعوت کنم؟ یادم می آید که رهبر انقلاب در سخنرانی عید مبعث امسال می گفتند: "امروز روز مبعث امت اسلامی است . امت اسلام باید امروز خودش را مبعوث ببیند..." امروز این اسلام چگونه باید تبلیغ  و ترویج و فهمانده شود؟

خود من تقریبا میتونم بگم که هر چه از اسلام امام می دانم رو مدیون یکی از دوستانم هستم که همواره سعی در آشناتر کردن من با آن داشت. ولی آیا من برای چند نفر اینطور دوستی بوده ام و باید باشم؟؟؟؟ شما چی؟؟؟!

+ نوشته شده توسط علی سروشیان در 87/07/12 و ساعت 11 بعد از ظهر |
سلام

عید فطرتون مبارک باشه

دارم به این فکر می کنم که چرا ما وارثان انقلاب و همان هایی که که امام امیدش به ما بود در دفاع نرم افزاری از انقلاب و ارزش های آن و اندیشه های والای حضرت امام حرفی برای گفتن نداریم  و  دغدغه ما پرداختن به این مسائل نیست و حرف های روزمره ما شامل اینها نمی شود؟

اگر حق کوچکی از خود ما جایی ضایع شود زبانمان دراز است که حقم را خوردند (مخصوصا بعد از امتحانات درسی) اما جای آرمانها و راهکارهای انقلابی که می رسد همه بی حال و شل می شویم؟

 

+ نوشته شده توسط علی سروشیان در 87/07/09 و ساعت 4 بعد از ظهر |